![]() |
|
***پیامک های تبریک مبعث پیامبر*** - نسخهی قابل چاپ +- تالار گفتمان اسکریپت دات کام (https://forum.xn--mgbguh09aqiwi.com) +-- انجمن: عمومی (https://forum.xn--mgbguh09aqiwi.com/Forum-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C) +--- انجمن: مطالب متفرقه (https://forum.xn--mgbguh09aqiwi.com/Forum-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%82%D9%87) +--- موضوع: ***پیامک های تبریک مبعث پیامبر*** (/Thread-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%DA%A9-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%A8%D8%B9%D8%AB-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1) |
***پیامک های تبریک مبعث پیامبر*** - Sanji - 1394/2/25 دوستان عیدتون مبارک
RE: ***پیامک های تبریک مبعث پیامبر*** - Sanji - 1394/2/25 تویی هم مصطفی و هم محمد / تو را در آسمان نامند احمد تو کانون صفا مرد یقینی / تو عین رحمه للعالمینی عید مبعث بر تمام مسلمانان مبارک باد RE: ***پیامک های تبریک مبعث پیامبر*** - Sanji - 1394/2/25 از بعثت او جهان جوان شد ، گیتى چو بهشت جاودان شد این عید به اهل دین مبارک ، بر جمله مسلمین مبارک . . . RE: ***پیامک های تبریک مبعث پیامبر*** - Sanji - 1394/2/25 مبعث رسول اکرم بر شما و خانواده گرامیتان مبارک باد این عید فراموش نشدنی و روز خجسته بر شما فرخنده باد . . . RE: ***پیامک های تبریک مبعث پیامبر*** - Sanji - 1394/2/25 سالروز انتخاب شدن محمد مصطفی (ص) برای پیامبری از سوی خداوند متعال بر همه مسلمانان جهان مبارک باد . . . RE: ***پیامک های تبریک مبعث پیامبر*** - Sanji - 1394/2/25 امید آنکه لیاقت رحمتی از الطاف رحمة للعالمین را داشته باشیم و این روز را به یادش گناه نکنیم . . . RE: ***پیامک های تبریک مبعث پیامبر*** - Sanji - 1394/2/25 خواند زبان دلم ثنای محمد(ص) ماند خرد خیره در لقای محمد(ص) دیده دل، جام جم به هیچ شمارد سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص) عید مبعث بر همگان مبارک RE: ***پیامک های تبریک مبعث پیامبر*** - Sanji - 1394/2/25 نور عترت آمد از آیینه ام کیست در غار حرای سینه ام رگ رگم پیغام احمد می دهد سینه ام بوی محمد می دهد RE: ***پیامک های تبریک مبعث پیامبر*** - Sanji - 1394/2/25 از بعثت او جهان جوان شد ، گیتى چو بهشت جاودان شد ، این عید به اهل دین مبارک ، بر جمله مسلمین مبارک. RE: ***پیامک های تبریک مبعث پیامبر*** - Sanji - 1394/2/25 آن شب ، شب بیست و هفتم رجب بود . محمد غرق در اندیشه بود که ناگهان صدایی گیرا و گرم درغار پیچید : بخوان! بخوان به نام پروردگارت که بیافرید ، آدمی را از لخته خونی آفرید ، بخوان که پروردگار تو ارجمندترین است ، همو که با قلم آموخت ، و به آدمی آنچه را که نمی دانست بیاموخت . . . |