برای ورود به پرتال وب سایت اسکریپت دات کام کلیک کنید

امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کتاب "او را که دیدک زیبا شدم " اثر شیوا ارسطویی
#1
کتاب "او را که دیدک زیبا شدم "
نویسنده: شیوا ارسطویی


[تصویر:  xzwi_shiva.jpg]


شروع داستان زنی حامله را به تصویر می کشد که به سختی حرکت می کندو کارهای روزمره اش را انجام میدهد که ناگهان پیرزنی از راه می رسد و فریاد میزند :باز تو شروع کردی ادای زنهای حامله رو در آوردن...
داستان درباره دختری به نام شهرزاد است که فرزندی خیالی از پدری خیالی دارد.در بیمارستان به عنوان مددکار مشغول به کار است و به مجروحان جنگی کمک می کند.تا اینکه روزی در بین مجروحان جنگی پسری به نام ابوطالب را میبیند که در دوران مدرسه خاطرخواهش بوده و اکنون موجی شده و ...

از متن کتاب:

ماهنی ،شاید می شد نوازشش کنم آرام می شد.مثل مادر که پدر را می خواباند ،ابوطالب را می خواباندم تا وقتی بیدار شود چیزی را به خاطر نیاورد.من را ببیند.هیچ می دانی ماهنی؟
ممکن بود عاشقم بشود.مثل پدرت که من را از همه زیباتر دید و عاشقم شد.
آخر او پدر تو بود .باید مرا از همه زیباتر می دید.والا پدرت نبود.
پاسخ }
سپاس شده توسط


پیام‌های داخل این موضوع
کتاب "او را که دیدک زیبا شدم " اثر شیوا ارسطویی - توسط Sanji - 1394/4/23، 10:40 عصر

پرش به انجمن: