1394/4/2، 11:28 عصر
عادت ميكنيم
نویسنده: زویا پیرزاد
![[تصویر: uw94_zoya1.jpg]](http://uupload.ir/files/uw94_zoya1.jpg)
نویسنده: زویا پیرزاد
![[تصویر: uw94_zoya1.jpg]](http://uupload.ir/files/uw94_zoya1.jpg)
شخصيت محوري رمان عادت ميكنيم، زني به نام "آرزو صارم" است كه بنگاه معاملاتي ملكي دارد. داستان از زاويه ي ديد آرزو و از دريچهي سومشخص روايت ميشود....... آرزو بايد بنگاه پدر را پس از مرگ پدر بگرداند و نه تنها بدهيهاي پدر را پس بدهد، بلكه از پس خرجهاي اشرافي مادر (ماهمنير) و دخترش(آيه) برآيد و دم فروبندد تا به خسيس بودن متهم نشود. وي با دخترش "آيه" مستقل از مادر زندگي ميكند و در زمينهي كار، زن موفقي است. يكي از مشترياناش، "سهراب زرجو"، به آرزو علاقه نشان ميدهد و قصد ازدواج با او را دارد........
![[تصویر: ej2d_zoya2.jpg]](http://uupload.ir/files/ej2d_zoya2.jpg)

